همرزمان پلبس قضایی همرزمان پلبس قضایی همرزمان پلبس قضایی همرزمان پلبس قضایی همرزمان پلبس قضایی

صفحه اصلی/کلام همرزمان /پرستوي سيه بال

عنوان: پرستوي سيه بال نویسنده: محمود فرکوش تاریخ نوشته: 1396/07/13
همرزمان پلبس قضایی

يک دسته پرستوي سيه بال بهاري
بر پهنه ي آبي سپهر شاد رسيدند
چندي در آن پهنه خرامان به جولان
خوشحال و سبکبال به هر کوي پريدند
در حلقه ي اين چلچله ها شور و شعف بود
نوميدي و غم از بر اين جمع رميدند
يک چند صباح از پي هم زود گذر کرد
هنگام سفر گشت صور کوچ دميدند
يک دسته از اين چلچله از خاک نبودند
ناگه ز همه جال و تله نيک رهيدند
زخم خورده و خونين از آن دامگه تنگ
پر شور زدند بال و به مقصد رسيدند
اکنون همه در روضه رضوان يرزقون
زين روي که از عالم خاکي بريدند
زان جمع بجا مانده دگر بال سيه نيست
بنشسته اند دلتنگ تار هجر طنيدند
هر چند صباح گرد هم آيند به شوقي
افسوس کز آن جمع بماندند تني چند

ارسال دیدگاه

نام نام خانوادگي:    
پیام:    
   

دیدگاه همرزمان / تعداد دیدگاه :0